X
تبلیغات
رایتل
بتو نامه مینویسم سروده ای از ف.شیدا  چاپ
تاریخ : شنبه 7 اردیبهشت‌ماه سال 1387
 
 
بتو نامه مینویسم! (ترانه)
بتو نامه مینویسم ‌،‌ از همه حرف نگفته

ازتموم لحظه هائی ، که دل از جدائی گفته


بتو نامه مینویسم ، با یه بغض غم نشسته

با حریر آبی اشک ، با دلی که بد شکسته


بتو نامه مینویسم ، که بگم یدنیااشکم

پای عاشقی همیشه دلی گریون سرشکم


بتو نامه مینویسم که دیگه خم شده پشتم

اما اشکامو واسه تو، پای هر شعری نوشتم


بتو نامه مینویسم ؛ که بدونی بیقرارم

توی زندگی وبودن ،چیزی جز تو کم ندارم


بتو نامه مینویسم که منو دوسم نداشتی

رفتی و رو قلب زارم ، داغ عشقتو گذاشتی


بتو نامه مینویسم ، که بیاد من نموندی

توی خاکستر غمها ،هیزم دلو سوزوندی


بتو نامه مینویسم ، که منو تنها گذاشتی

رفتی وُواسه دل من ، حتی فردائی نزاشتی


بتو نامه مینویسم ، که بدونِ تو هلاکم

اگه اینجوری بمونه، ‌بادلم به زیر خاکم


بتو نامه مینویسم که زدل صبوری رفته

منکه صادقانه گفتم واسه من جدائی سخته!


بتو نامه مینویسم ، تا بگم نرفته برگرد!

که دلم نمونه تنها ، غمزده با اینهمه درد


بتو نامه مینویسم که اگه راهت جدا شد

اما بی تو تا همیشه ، روزگار من سیا شد


بتو نامه مینویسم ، که دل از توگرچه دوره

اما از درد جدائی، بی تو پاهام لب گوره


بتو نامه مینویسم : که دوست دارم همیشه

گرچه زندگی واسه من ، بی تو زندگی نمیشه


بتو نامه مینویسم چون میدونم دیگه رفتی!

با نیومدن سراغم ! همه حرفاتو گفتی!!!


گرچه بی توروزگارم مثه شبهام سوت وکوره

اما قلبت اگه شاده ! باشه !اینجوری قبوله!!


بتو نامه مینویسم : پس بگم خدا به همرات

مرگ من شاید بمونه ، توی خاطرات فردات!!!


بتو نامه مینویسم با یه عشقی توُ دعاهام:

ای خدا... باشی کنارش، ....

‌گرچه .... ؛من؛... همیشه تنهام!!!

‌گرچه... ؛من؛..... همیشه تنهام!!!


جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۸۷

ســروده فـــرزانه شـــیدا

ــــــــــــــــ

دلسوخته از حدیث ویران تـنم

تا کی بدل سوخته فریاد زنـم؟!

هرروز به نامًِ نامی عشق... خـــدا

افسرده شدم ، بپای دل می شـکنم!!!

شنبه ۷اردیبهشت ۱۳۸۷- ف.شیدا