X
تبلیغات
رایتل
تحلیل ذهن  چاپ
تاریخ : جمعه 2 مرداد‌ماه سال 1388

 

 

پرسه زدن در جایی که خاطره های ان  

 

فقط به چند جمله پر وزن ختم می شود. 

 

جز لعن و تحلیل ذهن برایم کار گشا نیست 


روزهایی را از پیش رو گذراندم . 

 

روزهایی سرشار از نیاز و در انتظار گشایش درهای بسته 


غرق بودم در لحظه هایی که لبریز بود از ذوق و شیدایی  

 

که از وجود ان مست شده بودم 


من اتفاق و پدیده تازه ای نبودم.   

 

وهیچ گاه خود را ابراز نکردم.چرا که نیست شدن   

 

در هست ذات لاشریک او کفاف این دنیا را می دهد. 


گفتن و دم زدن از لایق بودن حرف باطلی خواهد بود. 

 

برای زنده ماندن یک دم وبازدم کافیست. 

 

اما امروز من به سختی نفس می کشم 


روزهای پر رفت وامد و پر از لبخند های سنگین و نگاه های یتیم نواز 

 

 همراه با حرف هایی که به خس خس سینه شبیه هستند 


نوشتن مشتی افکار بیهوده 

 

 برای درمان وتسکین یک لحظه خواستن  و زندگی کردن. 

 

دیگر نخواهم نوشت
 

گفتن از شعر و تغزلها ی بی محتوا کاری بس عبس است. 

 

رنگ کردن پرهای سیاه ارمغان طاووسی نخواهد بود 


لبریز از هوس و سرشار از میل هستم.از سرزنش باکی نیست. 

 

منت عابد و زاهد ارزانی ادمکهای پر ادعا. 


تمام بودن من به نام ساها جان گرفته. غربت ما به هم گره خورده. 

 

سر به سینه و دست در اغوش یکدیگر بی تاب یک لحظه دوری 


وادی السلام من تنها یک مدفون داردبه نام ساها  

 

ومن هر روز این گونه فریاد میکنم : سلام بر ما 


کاروان ما منزلگاهی ندارد. 

 

متنعمان پر ادعا در هر عبور بر ما مینگرند ومیخندند . 

 

وگاه به تمسخر سکه ای به ما هدیه میدهند 


سلام بر ما که غباری بودیم در امتداد راه مردمان به قدمی به بالا می رفتیم  

 

و به حالت تعلیق در میامدیم و باز بر خاک می نشستیم 


سلام بر ما که فریاد مان از لبهایمان فراتر نرفت

 نویسنده: saha   

 

ساها شوکران

 

 

http://beyt.ir