قلمت را بردار
و برای دل شب باز نویس
که اگر خسته نوشتم در شب
از سر غصه ء تاریکی نیست
روزگارم پره نور
دیدگانم بیدار
دل من غمگین است
دل من غمگین است
واگر بیدارم
درگذر از شب و شبها هرشب
کوچه های شب بیدار زده
همدمم خواهد بود
ماه ومهتاب کنار دل من
و به همپائی هر نقطه زنور
در دل شب زده غمناکم
هم سخن گشته دلم
باشب و کوکب و
مهتاب و نسیم
آه افسوس ولی
کس دراین خلوت تنهائی شب
همصدا بامن وبا قلبم نیست
کوچه هم بس تنها
دل من بس غمگین
آسمان گاه بگاه
ابری وتیره وباران زده بامن هم پاست
لیک افسوس دلم
همچنان غمزده در کوچهء شب
رهگذارء شب غمناک ء دل است
آسمان تنها نیست
گل ز هر شبنم شب
بوسه بخود میگیرد
من ولی باز همان سرگردان
من همان بیدارم
دل من بس تنهاست
دل من بس تنهاست
در هرآن کوچه شب
در هرآن ساعت غمناک گذر
دل من بس تنهاست دل من بس تنهاست
شنبه 19 آبانماه 1386
تهیه و تنظیم اشعار : ف . شیدا...شیواااااماهیچ
![]() |
![]() |
![]() |
با تــمامی پنــجره های گــشوده
و در تیــک تـاک لـــحظه ها
در لبـــهای آینـــــه که جــز ســـکوت
هیــچ نمــیدانست ، هیــچ نـمیدانـســـت
و جـــز نــگاه هیچ نمیـگفـت
مــن اما با ســرود ســرد آینـــه
در نام "سکــوت " خیـــره ام
چــه خواهــم گــفت با او نمیــدانــم
چه را می جــویم ؟ نمیـــدانم !!!
با دستـــهای بیــقرار که مبهــوت لمس دیواری ست
ســرد و بی احـــساس
پیــرامــون اتـاق را
حـــس کـرده ام در لحظه های تـماس
درهــای رفــتن ایـمن از گـذر باد
پیــچیده در تارهای تنـــبیدهء " غربت "
چـه بیــرحــــم بر بـــی کسیــم
چــــشم دوخـــته اســـت
گوئی اسیــرم
با تمــامی پنجـــره های گشــوده
در دیواری ســرد
در آئینـــه ای خامــوش و بیصــدا
در درهــای بستـــه
در خـــود آری در خــــود
مرا آزادی بخـــش
ای افــکار غمــدیدهء تنــهائــی
مــن از اینـــجا نیستـــــم ، نیستــــم
مرا در یــاب ای عشــــق
که تــو تنهــا دیـــوار هــا را
آینـــه ها را پنـجـــره ها را
به حـــرف وا خــواهــی داشـت
اگر با نگــاه دل
با قلـــبی سرشــار از محبـــت
به هـر کــجا بنــگری
مــرا دریــاب ای عشــــق
مــرا دریــاب شــایـد
شـایـد کـه آرامـی بگیــرم
شایــد...
سـروده ء فــرزانه شــیدا
افسردگی
و در روزن چشم زن سیاه سفیدها سیاهند
و خون سیاه شراب کامرانی مرفهان سادیست
و غله ریختن آمریکا به دریا
با هدف انساندوستانه ثبات قیمتهاست!
و همه به حقیقتِ نیست ز سیاهی بالاتر رنگی
پوز میخندند.
و هیچکس را نیست ابائی ز سوار شدن بر خر سیاهان!
و در آفریقا چاقی مشگلی نیست .وهیچ .
نیست happyی MEAL
و در آنجا بهداشتِ خوردن نخوردن است.
و اینجا کانال پنج زن جوا ن زیبا و مرفهی
در تلاش یافتن پدر و مادر گمشده سگ خود !!
و کانال چهار نوزادان آفریقا بدنیا نیامده میمیرند.
و در سوئد همه بادنما شده اند
که آیا آفتاب فردا تن بیروحشان را گرم میکند.
و در ایران همه چیز جرم است بویژه شادی.
و همه جا مردم چنان ز خود بیگانه اند
که نمیدانند " انسان"فرد نیست
ورنه چرا سال تحویل همه به میدان شهرند ؟
ور نه چرا افسردگی شایع مرفع ترین سرزمینهاست؟
و افسردگی معلول وجدان ناراحت ناآگاه ز علت است
آنجا که حلقه دارکسی انگشتر دست دیگری.
و کار شاقی نیست نوشتن من و آه کشیدن تو
و ما که براشان فریاد میکشیم و می نویسیم
برای نکردن کاریست ....و همه خودها ز خود بیخود
و همه عاشقها عاشق نفرت
و انسانیت انسان هنوز نوزاد
و هنوز زیبائی لاله های سیاه صحرا
داستانی ناباور و افسانه ای افسون.
و من به ادراک انسان ایمان آوردم
وقتی جورج دبلیو بوش اعلام کرد:
تمام واردات آمریکا از خارج کشور میاید"؟!!
و رنج اصیلترین احساس انسان است
وما اگر چشمانمان آسمان بود میدیدیم
که همه چیزهائی که ز دست میدهیم
زیرکانه نامی ندارد تا چشمانمان دریا نشود .
افسردگی چیست
| ||
|
انواع افسردگی | ||||
|
منبع:
پایگاه اکترو نیکی خدماتی پزشکی ایران
افسردگی |
|
موضوع |
علائم و نشانه ها – آزمایشها – تشخیص – درمان – خود درمانی – شیوه زندگی |
نام نویسنده |
پروفسور کوام مکنزی |
نام انتشارات |
انتشارات سپهر اندیشه |
مترجم |
محمد خشرو |
قیمت |
10000ریال |