
واژ ه ها(سخنانی از هزار سخن)
واژه ها کجائید ؟
بیایید و بر زبانم جاری شوید
لحظه ای را که در ذهنم غوغا می کنید ، به یاد آورید
دوست دارم جاده ای باشم که به تو می رسد
ولی افسوس که یک جاده تکراری ام
نوشته شده توسط حمید از وبلاگ سرزمین لبخند ها
http://www.sarzaminelabkhandha.blogfa.com/
نقاشی گرافیتی(نقاشی واژه های شخصی بررروی دیوار*)لینک با توضیحات بیشتر:
www.kolahstudio.com/
***
کاش یک لحظه از تنهاییم
را بر کسی تقسیم میکردم
کاش
یک روز خوشم را در کسی ضرب،
هستی عشق:
واژگان همه آمده بودند ، همگی آمده بودند که هستی گیرند ،همه می دانستند بدون معلم پیرشان بی معنایند ، بی وجودند و هستی شان در گرو جوهر جان این معلم پیر است . همگی برای هم رکابیش تقلا می کردند سطرها به ردیف ایستاده بودند و انتظار شنیدن صدای قلم ،این توانا پیامبر ، این والا وامدار میراث قرنها ، این بزرگ معلم را می کشیدند و قلم ، این پیر ، این ساده فرهیخته برای گفتن آخرین سخنانش ،نه سخن نه ، آخرین شعرهایش یا شاید آخرین آیاتش آمده بود ، قرنها گفتن و نوشتنو از جوهره جان خود حقایق ها خلق کردن ،رمقی برایش باقی نگذارده بود و حال همه شور بودبرای سرودن آخرین واژه هایش ، جسم نحیفش را که آخرین قطرات خونش به آن رمقی داده بود با خود می کشید . واژگان همه به هلهله برخاستند و از دیدن این معلم پیر به سما آمدند ،همه برای بودن آمده بودند ، همه آمده بودند تا با آخرین جوهره جان قلم معنا یابند ،همه آمده بودند که هستی گیرند ، همه آمده بودند بدون آنکه بدانند هستی شان و بودنشان معنای نبود و نیستی معلمشان است . اما قلم این آموزگار بزرگ تاریخ برای نگارگری آخرش آمده بود ، قلم روبروی سطرها و واژگان ایستاد و با آخرین جرعه جانش بر سطرها نگاشت : دوستی ، عشق ، آزادی ، .... و چون درونش تهی شد از هر چه تعلقات و چون از تمام هستی اشگذشت برای آموختن ، ساختن و ....دیگر برای بودن در دنیا بزرگ بود و رفت به سادگی آمدنش .
راه هاى تشخیص یک نوواژه
چند راهکار ممکن براى تعیین این که یک واحد، نوواژه اى را مى سازدیا خیر، وجود دارد:
الف) در زمانى: یک واحد در صورتى نوواژه است که بتازگى پیدا شده باشد. مانند دورنگار
ب) فرهنگ نگارى: یک واحد در صورتى نوواژه است که در فرهنگ هاى
ج) بى ثباتى نظام مند: یک واحد در صورتى نوواژه است که داراى نشانه هاى بى ثباتى صورى(مانند نشانه هاى ساختى، نوشتارى و آوایى) یا بى ثباتى معنایى باشد.
د) روانشناسى: یک واحد در صورتى نوواژه است که گویشور،آن را به عنوان واحدى تازه درک کند. مانند واژه «تندپز» که براى «ماکروویو» گزیده شده است.
از نظر تعلق آنها به زبان عام،بین دو گروه بزرگ نوواژه هاى واژگانى، تمایز وجود دارد و داراى رفتار متفاوتى اند:
۱- نوواژه هایى که در زبان عام به کار مى روند(نوواژه هاى واقعى)
۲- آنهایى که در زبان هاى تخصصى به کار مى روند( نوواژه گونه).
ج) درارتباط آنها با مترادف هایشان
هـ)در تداوم آنها در زبان و)در روشى که آنها در آن نظام با هم وجود دارند. )
ز)در روشى که با نظامهاى دیگر ارتباط دارند و نوواژه هاى واژگانى در زبان عام،
۱- به طور معمول خودجوش هستند به عبارت دیگر
۲- نوواژه هاى واژگانى تحت تأثیر مترادف ها ,قرار ندارند
۳- این نوواژه ها به ایجاز صورى گرایش دارند اما بسیارى از نوواژه گونه ها گروه هستند.
۴- بیشتر به صورت هاى قدیمى و گویشى زبانو واژه هاى قرضى متوسل مى شوند تا به واژه هاى مرکبى که بر اساس زبان هاىنئوکلاسیک اند. اگر بخواهیم از این عامل در زبان فارسى
۵- نوواژه گونه ها براى آن که بین المللى شوند،ساخته شده اند،اما فراتر از زبانى که در آن ایجاد شده اند، گسترش نمى یابند.
اسباب و علل ظهور نو واژگى
۱- تحول و تظریف فرهنگى
نوواژه ها بیشتر به وسیله رسانه هاى گروهى، اینترنت یا دهان به دهان بخصوص از طریق جوانان به عموم جامعه معرفى مى شوند.
اما گاهى نیز کاربرد رایج خود را از دست مى دهندو این امر که یک نوواژه بخشى از زبان شود یا خیر، به عوامل متعددى بستگى داردکه شاید مهم ترین آنها پذیرش همه مردم باشد.
و هنوز دوستی ، عشق و آزادی واژه هایی تازه و بدیع اند .