اگر که خود خواستار آرامش خویش باشی
ف.شیدا
پرنده ء روح خویش را در رنگین کمان آسمان زندگیت رها کن
روح در قفس چون پرنده ایست که بدام افتاده باشد. ف.شیدا
آدمی همواره در زندگی انتظار معجزه ای را میکشد
بی آنکه بداند معجزه هرروز اتفاق میافتد
اینکه بدنی سالم را دارا هستی
معجزه ایست که هرروز تکرار میشود
اینکه فرزند تو در کمال سلامت و کودک ونوجوان
وجوانی ست که مرتکب خطاهای بزرگ نمیشود
اعتیاد ندارد ، بدرفتاری نمی کند،
روزانه سربزیر وآرام به مدرسه ودبیرستان ودانشگاه رفته
و مسئولیت فرزندی خود را بجا میآورد
و درحد خویش فرزندی سالم وعاقل ودانا ست
معجزه روزانه زندگیست.ف.شیدا
وقتی که در لحظات زندگی تو و بناگاه در اوج ناامیدی تو
راهی برویت گشوده میگردد
وامروزت را شاد ورنگین میکند، این خود معجزه ایست
ف.شیدا
زمانی که پس ازسالها زحمت وتلاش به نتیجه میرسی
(در کار یا درس ویا زندگی)
این نیز معجزه ی رنگین کمان هستی توست .ف.شیدا
![]()
وقتی که زندگی خویش را رنگ میزنی و
نقاشی حضور خویش را بر صحنه زندگی
به رنگین ترین شکل ممکن،
برقلم موی بودن ء خویش بر صفحه زندگی،
تصویری ثابت میکنی
وسپس آسوده خیال وراحت
برمبل ء خانه خویش تکیه میزنی
وبر ثمره تلاش خویش مینگری
این نیز معجزه ای ست در آرامش خیالی
که دیروز از آن تو نبود
وآندم به دست آمد که خواستارداشتن آن شدی.
ف.شیدا
ملودی وآهنگ حضور تو در زندگانی، زمانی شنیدنی ست
که بهترین آهنگ تلاش را ساز میکنی
و رنگین ترین شکل حضور خویشرا
زندگی می بخشی
ف.شیدا
فقط زمانی در راه های"رفتن "خویش
در زندگی
به رنگین کمان ءهستی ء خود میرسی
که در باران های سیل آسای زندگی
روزگارت را تحمل کرده باشی
ف.شیدا
شادترین انسان ، کسی است که
که نگاهش را از نگاه زندگی بر نمیگیرد
ودرون خویش را سرشار از" رنگین کمان
هستی می کند
ف .شیدا
قشنگ ترین واژه های زندگی
در کلام محبت نهفته است
زندگی خود را
رنگین کمان واژه های محبت کن
تا آرامش خود ودیگری را شاهد باشی.
ف.شیدا
حضور هر یک از انسانها در زندگی
یکی از رنگهای "رنگین کمان زندگیست
حضور خویش را به رنگی درآمیز
که جلوه ای بیشتر به زندگی تو
واطرافیان تومی بخشد
ف.شیدا
زندگی رنگین ترین رنگین کمان هستی ست
بشرط آنکه در ساختارآن
از هیچ تلاش مثبتی دریغ نکنی. ف.شیدا
گاه باید رنگین کمان بود درنگاه نور
گاه یک قلم بر چهره ورق
گاه تصویری با نقش یک لبخند
گاه ایستاده در متن منظره ای
گاه گامهائی در راه
گاه نشسته آرام در کنار چشمه ای ..اما...
در راه زندگی ..همواره پس از سکون در حرکت
همیشه پس از نقطه
باز بر سر خط....
زیستن را باید سرود به واژه های نو بودن را بایست زندگی بخشید
در حرکتی ...خطی ..امضائی..عکسی
لبخندی..واژه ای....
می بایست زندگی و طبیعت را
به نقش حضور خویش عادت داد
بودن را باید بود
زیستن را باید زیست
چون جوانه های سبز بر درخت زندگی
...بهار در راه است
بهار درون خویش را پیدا کن!
Farzaneh Sheida
سروده ی: ف . شیدا