شـعر وادبـیات /هـنری -اجتماعی - جستجوگر(f.sh)

شعر وادبیات از شاعران همراه با مطالب گوناگون

شـعر وادبـیات /هـنری -اجتماعی - جستجوگر(f.sh)

شعر وادبیات از شاعران همراه با مطالب گوناگون

حمیدیان: باید از نویسندگان و شاعران در دانشگاه‌ها استفاده کرد

منبع اولیه:تـازه های ادبــی

 

 

http://www.ccccc.blogfa.com

 

 

 

 

آموزش زبان و ادبیات فارسی

 

 و باید‌ها و نباید‌ها/3

 

حمیدیان: باید از نویسندگان و شاعران در

 

دانشگاه‌ها استفاده کرد

 

 

خبرگزاری فارس: سعید حمیدیان گفت: باید از

نویسندگان، شاعرا

 

 و منتقدان جهت تدریس در دانشگاه‌ها استفاده

 

کرد چرا که اگرآنها وارد جمع دانشگاهیان

 

شوند به مثابه‌ یک نفس تازه هستند.

 

آموزش زبان و ادبیات فارسی و باید‌ها و نباید‌ه/3

 

 

حمیدیان: باید از نویسندگان و شاعران در

 

 دانشگاه‌ها استفاده کرد

 

خبرگزاری فارس: سعید حمیدیان گفت: باید از

 

 

نویسندگان، شاعرا

 

 و منتقدان جهت تدریس در دانشگاه‌ها استفاده

 

کرد چرا که اگر آنها وارد جمع دانشگاهیان

 

شوند به مثابه‌ یک نفس تازه هستند.

 

«سعید حمیدیان» استاد دانشگاه و پژوهشگر در

 

 گفت‌وگو با خبرنگار

 

 ادبی فارس بیان داشت: اگر دانشگاه‌ها با افق‌های

 

 بیرون از جو خوددر ارتباط نباشند منجمد

 

می‌شوند و پویایی خود را از دست می‌دهند.

 

 قشر هنرمندان و دانشگاهیان باید با یکدیگر در

 

 یک تعامل و تبادل اطلاعاتی قرار بگیرند.

 

وی در خصوص کمبود واحدهای ادبیات معاصر در
 
 
سرفصل‌های رشته زبان و ادبیات فارسی
 
 
خاطرنشان کرد:

 

 این جریان به روحیات افراد برنامه‌ریز

 

 بازمی‌گردد.

 

برای مثال

 

 اگر خودشان کهن‌گرا باشند و به ادب معاصر

 

 التفاتی نداشته باشند،

 

 کمبودی در تدریس واحدهای معاصر بوجود می‌آید.

 


حمیدیان تصریح کرد: از حدود 140 واحد دوره

 

کارشناسی رشته ادبیات تنها 2 واحد به شعر

 

معاصر با این همه گستردگی‌اش

 

 اختصاص داده شده بود اما به تازگی 2 واحد نثر

 

 معاصر نیز به این سرفصل‌ها اضافه شده اما باید

 

بگویم که ادبیات معاصر نیاز به توجه و التفات

 

بیش از این دارد.

 


استاد ادبیات دانشگاه علامه طباطبایی اظهار داشت:

 

گوشزد کردن این ضعف‌ها نکته جدید و تازه‌ای

 

 

 نیست، من به نوبه‌ خودم در چندین همایش

 

 در این خصوص شرکت کردم

 

و نظراتم را بیان داشتم اما حتی یکی از

 

 سیاستگذاران اصلی آموزشی

 

 را در آن مجامع ندیدم. این طور که مشخص

 

 است سیاستگذاران آموزشی رابطه چندان

 

 خوبی با ادبیات معاصر ایران ندارند.

 

 از نظر من مسئولان آموزشی به واحدهای

 

 

 جدید درسی با یک سوء ظن نگاه می‌کنند.


وی با اشاره به اضافی بودن برخی از واحدهای

 

 ادبیات کلاسیک

 

در سرفصل درس‌های رشته ادبیات گفت:

 

 در میان درس‌های  ادبیات کهن هم که تدریس

 

می‌شوند بعضی از سرفصل‌ها مانند

 

 انگشت ششم هستند، نه اینکه دردی را

 

 

 دوا کنند بلکه نقصی هم اضافه می‌نمایند.

 


وی در خصوص عدم تدریس نقد ادبی

 

 

و نمایشنامه در دانشگاه‌ها بیان داشت:

 

 

زمانی که به ادبیات معاصر خودمان

 

عنایتی نمی‌شود

 

 نباید توقع داشت که به ادبیات دیگر

 

 

 کشورها پرداخته شود.

 


انتهای پیام/ش

 

 خبرگزاری فارس:

 

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8612060219

رایانه سروده ای از فرزانه شیدا

رایانه

 

 یاد باد آن روزگاران قدیم


زندگانی خوشتر از افسانه بود


قصه در قصه فقط مهرو وفا


بلبل و عطر گل وپروانه  بود


عشق ودل غرقه به دنیای امید


روز وشب مست مّی و پیمانه بود

 
یاد بادا شعر سبز زندگی

 
با خزان سینه ها بیگانه بود


دل چه میسوزد به ایامی که رفت


آنزمان هر آدمی فرزانه بود


لیک افسوس ودریغ وصد دریغ


آنچه جا مانده دلی دیوانه بود


مردم ودنیا اسیر روز وشب


حاصل آبادی اش , ویرانه بود


ای خدا آرام جانی مرحمی


آنچه جایش آمده ,, رایانه ,, بود !!!!!!


هم سخن هم دردودل هم گفتگو


پشت این ,, رایانه ,, با جانانه بود !!!


بیش از این سردی دنیا تا چه حد؟!!!


کاش عشقی جای آن در خانه بود!!!


کاش عشقی جای آن در خانه بود!!!


 

دوشنبه 27 آذر1385

 فرزانه شیدا
 

شعر امروز به صداقت و صلابت بیشتر احتیاج دارد تا ژست روشنفکری

منبع اولیه : سایت  تازه های ادبی
 
 
داور جایزه شعر خبرنگاران:
 
شعر امروز به صداقت و صلابت بیشتر احتیاج دارد تا
 
 ژست روشنفکری
 
 
دومین جایزه شعر خبرنگاران عصر امروز در منزل شاعر
 
 
 برگزیده به علیرضا طبایی اهدا شد.
 
 

به گزارش خبرنگار مهر، محمد هاشم اکبریانی دبیر جایزه

 

 

 در ابتدای مراسم گفت: متاسفانه به دلیل نبود امکانات و

 

 فضای مناسب در برگزاری جایزه امروز علیرضا طبایی

 

 به جای اینکه میهمان ما باشد

 

میزبان ما شده است در حالی که طبعا بهتر بود ما میزبان بودیم.

 

وی افزود: علیرضا طبایی حق زیادی به گردن جامعه شعری ما

 

دارد و باید به شکل شایسته تری از وی تقدیر به عمل می آمد. از

 

ابتدای شکل گیری جایزه شعر خبرنگاران نگاه ما به این جایزه

 

طوری بود که اشعار شاخص که از دید جامعه مخاطب پنهان مانده

 

اند مورد توجه قرار گیرند. امسال این افتخار نصیب ما شد که کتاب

 

شعر علیرضا طبایی انتخاب شود.

 

 


 


علیرضا طبایی - شاعر برگزیده جایزه شعر خبرنگاران

 

 

سپس علیرضا طبایی شاعر برگزیده جایزه در سخنانی گفت :

 

حرکت دست اندرکاران جایزه شعر خبرنگاران در حمایت از شعر و

 

 ادبیات این مملکت قابل تحسین است. محمد هاشم اکبریانی و سایر

 

همکارانش پایه گذار حرکتی شایسته بوده اند. از سوی دیگر اهمیت

 

این جایزه برای من دو چندان است زیرا جایزه مربوط به هیچ

 

سازمان و نهادی نیست و به شکل خودجوش برگزار می شود.

طبایی ادامه داد : نفس آمدن به منزل شاعر برگزیده جشنواره می

 

تواند مبنای یک حرکت پسندیده باشد. بنابراین خوشحالم که پس از

 

50 سال فعالیت در عرصه شعر و ادبیات امروز کتاب خود را در

 

میان کتاب آثار جوانان و نسلهای تازه می بینم. فکر می کنم امروز

 

به نقطه ای رسیده ام که اشعارم با گذشت زمان دچار تحجر و

 

ایستایی نشده است.

 

این جایزه از سوی کسانی به من اهدا می شود که آن را به شکل

 

مردمی و خودجوش برگزار کرده اند. مسلما برگزاری مداوم این

 

جایزه می تواند در بهبود شعر نقش داشته باشد.

علیرضا بهنام یکی از داوران جایزه شعر خبرنگاران نیز تصریح

 

کرد: امیدوارم این جایزه موجب خوانده و دیده شدن کارهای

 

 شاعران باشد.

 

 شاعرانی امثال طبایی طی سالها کارهای ارزشمندی انجام

 

 داده اند.

علیرضا بهرامی دیگر داور حاضر در این مراسم هم درباره

 

نحوه برگزاری جایزه گفت: در مجموع مایل بودیم امروز

 

 علاوه بر مراسم اهدای جایزه، نامزدها به شعرخوانی نیز

 

 بپردازند که این امر میسر نشد.

وی افزود: جایزه شعر خبرنگاران دارای دو ویژگی است .

 

نخست اینکه مطلقا وابسته به ارگان خاصی نیست و مستقل

 

 برگزار می شود و دیگر اینکه به گرایشهای فکری خاصی در

 

حوزه ادبیات و شعر تعلق ندارد زیرا گرایشهای خاص فکری

 

 در بسیاری موارد باعث اختلافات درون گروهی می شود.

 

 به هر حال ترکیب هیئت داوران باعث شد انتخاب از سلامت

 

 بیشتری برخوردار باشد. نهایت احترام به رای دیگران نیز

 

 از دیگر ویژگی این جایزه است. در شعر امروز بیشتر به

 

 صداقت و صلابت احتیاج داریم تا هرگونه ژست روشنفکری

 

 و این صداقت به خوبی در جایزه شعر خبرنگاران مشهود است.

 

 

بهرامی یادآور شد: ما احتیاج داریم شاعرانی را که منش و روش

 

زندگی شان منطبق با آثارشان باشد به جامعه معرفی کنیم و

 

خوشحالم که امروز این انتخاب از طرف داوران صورت گرفته

 

است. با توجه به اینکه اندیشه مطاعی قابل محاق و محدودیت

 

 نیست تصور می کنم جایزه شعر خبرنگاران اگر هم جایی برای

 

برگزاری نیافت ماهیت وجودی آن به مخاطره نیفتاد.

 

در پایان مراسم لوح تقدیری از سوی هیئت داوران جایزه شعر

 

خبرنگاران به علیرضا طبایی به خاطر مجموعه شعر

 

 "شاید گناه از عینک من باشد" تقدیم شد. 

 

کتابهای تقدیری شعر خبرنگاران عبارت بودند از:

 

 مجموعه‌های شعر "تو - کجاست؟" از م. مؤید

 

 (حسین مهدوی) و "ساعت 10 صبح بود" سروده احمدرضا

احمدی.


امانت داری و اخلاق مداری

استفاده از این خبر فقط با ذکر منبع " خبرگزاری مهر " مجاز است.  

 
 
 

جنسیت گمشده در مطالعات دین/ ژانت اسکای*‏/ برگردان: نریمان رحیمی

 
 
 برگردان: نریمان رحیمی

آیا ما نیازی به یک نگاه و منظر (پرسپکتیو) جنسیتی درباره ی دین داریم؟

 آری، چون چنین ‏منظری کمک می کند تا نگاه مطالعات دین‎ ( Religion studies)

 ‎‏ از آسمان به زمین آورده ‏شود

. کمک می کند تا جایگاه دین را در زمینه ی اجتماعی آن –

جایی که به آن تعلق دارد- ‏بگذاریم

 و آن را فقط در ابعاد الهی و مقدس آن بررسی نکنیم.‏

نگاه و منظر تئوریک جنسیتی به دین، درباره ی پرسش هایی

 بحث می کند که در رابطه با فهم و ‏برداشت ما از انسان، فرهنگ،

دین و جامعه مطرح می شوند. در رابطه با اینکه واقعیت های ‏ساخته

 و پرداخته شده ی انسانی، مسائلی چند جانبه هستند.

 ادیان، مملو از تضادها و تناقضات، ‏سرکوب ها، جنگ قدرت

و بده بستان بر سر آن هستند.

 همین ها هستند که تاریخ دین را جالب ‏توجه می کنند.

موضوع ادیان درباره ی انسان ها و پدیده های فرهنگی است:

درباره ی دلتنگی ‏ها، رویاها، اشتیاق ها؛ درباره ی هنر،

زیبایی شناسی، قدرت و سیاست؛ درباره ی خدایان در ‏آسمان

 و انسان ها بر روی زمین و درباره ی قدرت های تهدیدکننده ی

 زیرزمینی است.

 تاریخ دین ‏یک دروازه ی منحصر بفرد برای مطالعه ی فرهنگ انسان

 و تاریخ ذهنیت انسانی است.‏

عریان کردن زیباشناسی


تمرکز روی جنسیت، تمرکز روی قدرت را هم به همراه دارد.

 این نوع نگاه به تاریخ ادیان باعث ‏می شود که نگاه پر اغماض

و آرمانی به دین به کناری گذاشته شود و زمینه برای یک مطالعه ی

‏انتقادی فراهم شود.

مسئله بر سر زیبا و آرمانی بودن ادیان، بر سر شکوه و جلال آنها

و یا ماهیت ‏‏(‏essence‏) آنها و وجود مقدس نیست بلکه مسئله بر

 سر عریان کردن آن زیبایی شناسی و عریان ‏کردن همه ی آن چیزهایی ست

 که ادیان را در یک جایگاه دست نیافتنی و خالص و پاک قرار می ‏دهند.

 مسئله بر سر دست یافتن به ساختارهای انسان-ساخته ی موجود

 در تاریخ ادیان است

. ‏ساختارهایی که پیش از هر چیز مربوط به جنسیت و بنابراین مربوط

 به قدرت و در بسیاری مواقع ‏مربوط به طبقه می شوند.

 نه به این معنی که باور دینی، زیبایی شناسی دینی،

شاعرانگی و رویاها ‏حضور ندارند

، بلکه به این معنی که این ها چون در زمینه ی جدیدی

 قرار می گیرند، بصورت ‏دیگری توصیف و بیان می شوند.‏


دین بخشی از دستگاه قدرت در فرهنگ و اجتماع است. دین با لحن مقتدرانه

سخن می گوید و ‏صدای دین و صدای کسی که به نام دین سخن م

ی گوید مسئله ی کم اهمیتی نیست.

دین در یک ‏دایره ی قدرت سخن می گوید، جایی که سخنگو اقتدارش

(‏authority‏) را از چیزی که درباره ی ‏آن سخن می گوید بدست می آورد.

یک روحانی از خداوند حرف می زند و برای همین اهمیت او

 ‏بیشتر می شود.

 یک روحانی درباره ی قوانین خداوند،

 وحی و دستورات او حرف می زند و از ‏این طریق

 روی زندگی انسان ها تاثیر می گذارد.

 انسان ها به سخن دین گوش فرا می دهند و بدین ‏ترتیب روایت ها

شکل می گیرند و حیات جدید و تفسیرهای جدید پدید می آیند.

 مسئله، شاید بر سر ‏وحی باشد، ولی بر سر قدرت هم هست.

 قدرت برای کنترل و گذاشتن حد و مرز برای زندگی ‏انسان ها.

این یکی از پیامدهای ایمان است.

این یکی از نتایج راه ها و روش هایی است که انسان ‏ها

 بوسیله ی آنها به اجتماع شان نظم می بخشند.‏

جنسیت یکی از عناصر تشکیل دهنده ی مهم این ساختارهای اجتماعی

 و دینی است. اینکه ‏موضوع دین درباره ی خداوند است،

مسئله، همزمان درباره ی چگونه سازمان دادن انسان ها و ‏اجتماع

هم هست.‏‎ ‎‏ بنابراین موضوع بر سر اقتصاد و فضای اجتماعی

 هم هست، بر سر داشتن ‏فضایی برای گفتن و تاثیر گذاشتن. ا

گر انسان ها بخواهند نظر خودشان را ابراز کنند، اگر بخواهند

‏خودشان را از طریق نوشتار و گفتار نمایان کنند،

 آنها باید فضایی برای این کار داشته باشند.

 باید ‏اقتصادی فراهم باشد تا آنها بتوانند صدای شان را به گوش

 دیگران برسانند.

 مسئله بر سر قدرت ‏است؛ بر سر مبارزه برای

 فضای اجتماعی و اقتصادی است.

فضایی برای گفتن، برای عمل ‏کردن، برای تفسیر کردن،

 برای عقیده داشتن. فضایی برای داشتن حق مشارکت.‏

جنسیت دینی

دین از مهم ترین فاکتورها برای روشن کردن این موضوع است

که در یک اجتماع، جنسیت ‏چگونه در زندگی انسان ها درک می شود

 و واقعیت می یابد.‏

‎ ‎ظلم و سرکوب زنان، نه بخاطر ‏شرایط طبیعی (‏natural‏)،

 بلکه بخاطر روابط اجتماعی و تاریخی است

.‏‎ ‎یک نگاه از منظر ‏تاریخی به جنسیت، به ما نشان می دهد

 که جنسیت و مفهومی که از آن داریم، یک موضوع ایستا ‏

و تثبیت شده نیست، بلکه ساخته و بافته (‏contextual‏) شده است.

این مسئله است که مطالعات دین ‏امروزه باید آن را بررسی کنند،

 درست از این جهت که دین، انسان ها را به جنسیت های مختلف

 ‏با امتیازها و مناطق قدرت متفاوت تقسیم می کند.

بگذارید نگاهی به بخش کوتاهی از قرآن ‏بیاندازیم.

 سوره ای از قرآن که اختصاصا درباره ی زنان آمده

 و عنوان آن هم "زنان" (سوره ی ‏النساء) است.

ما در قرآن سوره ی دیگری که مختص مردان باشد پیدا نمی کنیم.

اگر ما قرآن را با ‏یک نگاه نقد جنسیتی بخوانیم، می بینیم که "تو"،

که خداوند هر بار با او سخن می گوید، یک مرد ‏و یا مردان متعلق

 به آن فرهنگ است

. مردان هستند که دستورات مربوط به رفتار با زنان را

 ‏دریافت می کنند، همانطور که در سوره ی ۴ آیه ۳۴ آمده است:‏

‏" مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى که خداوند

 براى بعضى نسبت به بعضى ‏دیگر قرار داده است،

و بخاطر انفاق هایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند.

و زنان ‏صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،)

 اسرار و حقوق او را، در مقابل ‏حقوقى که خدا براى آنان قرار داده،

حفظ مى‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشى

 و ‏مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید!

 (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید!

 و ‏‏(اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار کردن آنها

به انجام وظایفشان نبود،) آنها را تنبیه کنید! ‏‏

(واضربوهن - مترجم) و اگر از شما پیروى کردند،

راهى براى تعدى بر آنها نجویید! (بدانید)

‏خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است.

 (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست.)" **‏

این مثال نشان می دهد که ادیان از یک جایگاه خاص و

 با منافع خاصی سخن می گویند. شکی ‏وجود ندارد که در اینج

ا چه کسی وسیله و ابژه ی ِ چه کسی است. م

رد در جایگاه بالاتر قرار ‏گرفته است و زنان وسیله و ابژه ی اویند.

 ولی ما چشممان را هم بر روی این نمی بندیم که متن ‏درباره ی مردان

چه می گوید. متن، مسئولیت و وظایف خاصی را در

 عوض بعهده ی آنها ‏‏(مردان) می گذارد.

 این متن مقدس، به این ترتیب نقش ها و وظایف خاصی

 را بعهده ی زنان و ‏مردان می گذارد. ‏

قرآن تنها متن مقدسی نیست که اینگونه و با خط و مرزهای

جداگانه برای زنان و مردان سخن ‏می‌گوید.

در روایت «پیدایش» در انجیل هم، این مرد است که در ابتدا وجود دارد

 و از اوست که ‏زن خلق می شود. م

رد وظیفه ی نام نهادن بر همه ی مخلوقات عالم را بعهده دارد،

و بنابراین ‏نسبت به تمام آن مخلوقات، جایگاه بالاتری دارد.

 پس از آن است که زن خلق می شود و به این ‏ترتیب در مرتبه ی

 پایین تر قرار می گیرد. وضعیت بدتر می شود

 وقتی که پس از خلقت، طوفان ‏نوح پیش می آید

و این زن است که تقصیر به خشم آوردن خداوند،

 به جانب او گذاشته می شود.‏

نمونه ها نشان می دهند که متون مقدس کمتر از نظر جنسیت

بی طرف هستند. بعنوان پژوهش ‏گران رشته ی مطالعات دین،

 ما باید بدنبال معنی و اهمیت این موضوع، هم در وقت تدوین

 آن متن ‏دینی و هم در زمان حاضر باشیم.

ما باید به متون دینی، هم از منظر زمان بوجود آمدن شان نگاه ‏کنیم

 و هم اینکه از چه راه ها و روش هایی این متون در زمان های

 مختلف مورد استفاده قرار ‏گرفته اند. ‏

جنسیت ِ مطالعات دین

جنسیت چه جایگاهی در مطالعات دین آنطور که امروز انجام می شود

، دارد؟ اگر بیشتر کتاب ‏های رشته ی مطالعات دین

 را آنطور که امروز وجود دارند قبول کنیم،

 موضوع دین، انسان ها و ‏رابطه ی آنها با وجودی الهی،

مقدس، منحصربفرد و در بالاترین جایگاه است.

 موضوع دین، ‏درباره ی انسان های دین دار است.

انسان هایی بدون جنسیت یا طبقه ی اجتماعی.

 برای همین ‏است که می شنویم بعنوان نمونه:

مسلمانان برای ادای نماز جمعه به مسجد می روند.

 ولی اینطور ‏نیست. مردان مسلمان هستند که به نماز جمعه

 در مسجد می روند. زنان در جایی که چنین اجازه ‏ای داشته باشند،

باید در عقب صف جای بگیرند.

اسلام دستوری دینی دارد که بر طبق آن نماز ‏جمعه در مسجد برای

 مردان جاری می شود.

 برای زنان، قوانین و استثنائات مربوط به خودشان ‏وجود دارد.

 و همینطور می توانیم درباره ی دیگر سنت های دینی ادامه

بدهیم و قوانین دینی ‏جداگانه ای را که برای دو جنسیت

 تعیین شده اند پیدا کنیم. ‏

اما تاریخ دین کاملا از چنین منظری نوشته نمی شود. مطالعات دین،

 بطور کلی درباره ی ‏موضوع قدرت صحبت کرده است.

مطالعات دین درباره ی کسانی صحبت کرده است که قدرت ‏تصمیم گیری

 را در اختیار دارند، آنها که کار تعیین هنجارها و باید و نباید های دینی

 را بعهده ‏دارند. به این صورت است که تفاوت ها در

 سنت پدید می آیند و به این صورت است که مطالعات ‏دین

 در تقویت این تفاوت ها موثر هستند.‏

همانطور که انسان های متدین، به یک طبقه، به یک قوم و گروه اجتماعی

 تعلق دارند، همانطور ‏هم آنها دارای یک جنسیت هستند.

اگر ما کمی روی پوسته ی مفهومی مانند " انسان دینی"

 ‏‏(‏homo religious‏) را خراش بدهیم، نشان داده می شود

که این "انسان دینی"، یک «مرد» از ‏طبقات بالای جامعه است. ‏

این موجود نامرئی، در بسیاری از چیزهایی که درباره ی دین

 در کتاب های درسی نوشته می ‏شود حضور دارد و هر بار

بعنوان "انسان متدین" خودنمایی می کند.

 در آن کتاب هایی هم که نگاه ‏جنسیتی توانسته ظهوری پیدا کند، ا

غلب با رابطه ی عجیبی رو به رو هستیم: ‏
در حالیکه دین در ابتدا با مفاهیم کلی تعریف می شود،

 در پایان، با فصلی درباره ی موضوع زنان ‏در آن دین

 

 مشخص برخورد می کنیم.‏

این جداسازی و تقسیم جنسیتی به ما چه می گوید

؟ آیا ‏‎»‎انسان» یک مرد است؟

یا اینکه دین در ‏واقع برای مردان و درباره ی آنها بوده است

و زنان همیشه بعنوان یک "فصل اضافی" مطرح ‏شده اند؟

 ما تا پیش از اینکه به بخش مربوط به زنان برسیم،

 آن دین متعلق به چه کسی بوده است؟ ‏آیا ما تا پیش

 از رسیدن به بخش زنان، دینی متعلق به عموم مردان

 را نخوانده ایم؟ ما به ندرت ‏درباره ی دین دهقانان یا کارگران می شنویم.

 نه، ما بیشتر درباره ی دین نخبگان جامعه می ‏شنویم،

 درباره ی آن متخصص امور دینی، آن مومن ترین مردی

که می توانیم فکرش را بکنیم.

ما ‏همیشه با دین در آرمانی ترین شکل آن سر و کار پیدا می کنیم.‏

یک نمونه از این موضوع را بصورت نقل قولی از یک کتاب

درسی دانمارکی درباره ی بودائیسم ‏می آوریم. در آن کتاب می خوانیم:‏


‏"زنان همیشه یک نقش دوگانه در بودائیسم داشته اند.

 از یک طرف آنها بصورت افراد برابر با ‏مردان تلقی می شوند،

و بوده اند زنان روحانی که به مرتبه ی قدیسان رسیده اند.

از طرف دیگر ‏در آسیا، جایی که بودائیسم در آن گسترش پیدا

 کرده است، زنان بطور سنتی زیر دست مردان تلقی ‏شده اند.

 به زنان – بخاطر زن بودن- بعنوان مایه ی گناه نگریسته شده است،

گناهی که زنان باید ‏تاوان آن را بدهند.

 بعلاوه زنان بعنوان ناپاک تلقی شده اند...

 تا همین چند سال گذشته از وسایل ‏زیباکننده

 و دعاهای پاک کننده ی دوره ی قاعدگی زنان

 (‏menstruation sutra‎‏) برای پاک ‏کردن زنان از به اصطلاح

 آلودگی ها استفاده می شد." ‏

برای بیشتر خوانندگان، اطلاعاتی که در نقل قول بالا آمده است،

امکان پذیر و شدنی هستند و البته ‏آنچه بر زنان بودائی می رود

 بیشتر غم انگیز است.

ولی آیا واقعا این توصیف ها در نقل قول بالا

 ‏این قدر درست به نظر می رسند؟ از همان جمله ی مقدماتی معلوم

می شود که چه کسی سوژه و ‏اصلی است و چه کسی نقش فرعی را دارد.

 زنان بودائی، در درجه ی اول بودائی نیستند، بلکه ‏زن هستند.

این مسئله در خواندن دفعه ی اول زیاد روشن نیست،

 اما اگر ما واژه ی "زن" را با ‏واژه ی "مرد" عوض کنیم،

 شاید واضح تر این را ببینیم. بگذارید ببینیم چه می شود

 اگر واژه ها ‏را عوض کنیم:‏


‏"مردان همیشه یک نقش دوگانه در بودائیسم داشته اند.

 از یک طرف آنها بصورت افراد برابر با ‏زنان تلقی می شوند

 و بوده اند مردان روحانی که به مرتبه ی قدیسان رسیده اند.

 از طرف دیگر در ‏آسیا، جایی که بودائیسم گسترش پیدا کرده است،

 بطور سنتی مردان زیر دست زنان تلقی شده اند. ‏به مردان

 – بخاطر مرد بودن- بعنوان مایه ی گناه نگریسته شده است،

 گناهی که مردان باید تاوان ‏آن را بدهند.

بعلاوه مردان بعنوان ناپاک تلقی شده اند."‏

حالا این متن، بیشتر خنده دار به نظر می آید، اگر نگوییم بی معنی.

 ولی چرا این یکی متن، بی ‏معنی تر از آن یکی به نظر می آید؟

 آیا می تواند به این دلیل باشد که بیشتر ما عادت کرده ایم

که ‏زنان را بعنوان جنس دوم (در معنی که سیمون دوبوار بکار می برد)

تلقی کنیم؟ آیا به این دلیل ‏نیست که در نقل قول اصلی

 که اول آوردیم، زنان بعنوان یک پرانتز در متن بودائیسم آمده اند؟

 ‏نویسنده ی آن متن می تواند بگوید که او فقط تصوراتی را که در

 خود دین وجود دارد توصیف می ‏کند. و او البته حق دارد با توجه

 به اینکه برای مدت طولانی مطالعات دین خواسته است

 تا جایی ‏که می تواند به تصوراتی که خود ادیان

 از خودشان دارند نزدیک شود. ‏

آنچه که در این زمینه مورد انتقاد است این است که عناصر

 تبعیض آمیز برای زنان، که در درون ‏خود ادیان وجود دارند،

 در متن هایی هم که درباره ی آن ادیان نوشته می شود رسوب کرده اند.

 به ‏این معنی که آنجا که کسی می خواهد با کاتگوری

 انسان ها بعنوان یک کاتگوری همگون ‏‏(‏homogen‏) کار کند،

این کار به مشکلاتی بر خواهد خورد، بخصوص اگر درباره ی

 چیزی ‏مانند دین باشد که در آن جنسیت ها تقسیم شده اند

و سلسله مراتب جنسیتی وجود دارد، مسئله ای ‏که برای

 اغلب ادیان وجود دارد. یک انتقاد مهم از تحقیقات درباره ی

دین و شناساندن ادیان، از ‏طرف محققان فمینیست بعمل آمده است

که توجه می دهند که جنسیت در درون متون دینی و ‏ادبیات مربوط

 به مطالعات ادیان نشسته است، حتی در جایی که گفته می شود

مسئله درباره ی ‏انسان ها است و نه درباره ی جنسیت ها. ‏

فقط نیمی از تاریخ

بدنبال فمینیسم سال های 1970، انتقادهایی نسبت به این نوع توصیف

 تاریخ دین که در بالا نوشتیم ‏بعمل آمده است: اینکه زنان نادیده گرفته شده اند.

 و اینکه مطالعات دین توجه مورد لزوم را نسبت ‏به اینکه دین چه

 نقشی در برداشت زنان نسبت به خودشان و زندگی و

 امکانات شان داشته است، ‏نداشته اند. کارولین واکر باینام

‏‎(Caroline Walker Bynum)‎‏ و

 اورسالا کینگ‏‎ (Ursula King) ‎، ‏تئوریسین های مدرنی هستند

که چنین نگاهی را به تاریخ دین تدوین کرده اند و نشان داده اند

که ‏دین چگونه می تواند از راه های مختلف روی زندگی زنان

 و مردان عمل کند و تاثیر بگذارد. ‏

بنابراین یک نگاه انتقادی فمینیستی بیان می کند که تاریخ سنتی دین

(و توصیف سنتی تاریخ بطور ‏کلی)

 فقط نیمی از تاریخ را بیان می کند. مسئله این نیست که در این نیمه

-تاریخ ها لزوما اشتباهی ‏وجود داشته باشد. مشکل آنجاست که

 این نیمه-تاریخ ها بعنوان همه و کل تاریخ فهمیده می شوند.

 ‏اینطور توصیف می شود که گویا این نگاه به نیمه-تاریخ،

 همه ی انسان ها را در بر می گیرد،

 

 

 در ‏حالیکه فقط درباره ی عده ی کمی صادق است. ‏

ولی ما چگونه می توانیم به آن نیمه ی دیگر تاریخ دست پیدا کنیم؟

 چگونه می توانیم صدای انسان ‏هایی را که امکانات اجتماعی

 و اقتصادی برای رساندن صدای شان نداشته اند، پیدا کنیم؟

در ‏تاریخ، از دید و نظر زنان نسبت به این یا آن مسئله

چیز زیادی پیدا نمی کنیم. محقق تاریخ، تروند ‏ب. اریکسن

توجه می دهد که تاریخ پر از انسان هایی است که

 جلوی دهان شان گرفته شده است، ‏زنان و بی چیزانی که امکان

 رساندن صدای شان را نداشته اند، کسانی که امکان تاثیر گزاری

بر ‏فضای عمومی و مسیر تاریخ را پیدا نکرده اند.

 ولی ما این آدمها را چگونه می توانیم پیدا کنیم اگر ‏آنها

 خودشان نمی توانند حرف بزنند؟

راهبردهای پست مدرن برای مطالعه ی متون

قبل از هر چیز این مسئله وجود دارد که ما دو راهبرد و استراتژی

 را می توانیم در پیش بگیریم. ‏یک راه این است که بتوانیم به

 ندای داده ها و موادی که تاریخ به ما عرضه می کند

 و صدای شان ‏به گوش می رسد توجه کنیم.

می توان از خود پرسید که آیا مطالعات دین بصورت آگاهانه و فعال،

 ‏صداهایی را در تاریخ مسکوت نگذاشته است؛

صدای مردم عادی بطور کلی و بخصوص صدای ‏زنان را؟ ‏

مجموعه ای از داده ها و مواد می توانند وجود داشته باشند که مورد

 استفاده قرار نگرفته اند، چرا ‏که یا بخش های دیگری در تحقیق

 مورد توجه بوده اند و یا سنت های اجتماعی

، توجه را به سوی ‏دیگری کشانده اند. ‏



مسئله بر سر نگاهی گسترده تر به داده ها در شروع کار و

 علاقه به طرح سوال هایی متفاوت با ‏سوال های کنونی است.

علاقه به دیدن این که انسان ها موجوداتی کلی (‏universal‏)

 و یک شکل ‏و یک سویه نیستند، بلکه تحت تاثیر روابط اجتماعی

متفاوتی قرار دارند. جنسیت یکی از نقش ‏هایی است که توسط دین

 و جامعه نوشته می شود و زندگی انسان ها را با آن به حرکت وا می ‏دارد.‏

راهبرد دیگر با موضوع دشوارتری سر و کار دارد.

 غالبا ما منابع تاریخی که بیان کننده ی صدای ‏خودشان باشند،

 در دسترس نداریم. ما در برابر یک خاموشی تاریخی قرار داریم،

 با متونی که ‏بطور یک جانبه از مردان اقشار نخبه ی اجتماع

سخن می گویند. ما با نگاه و منظری رو به رو ‏هستیم

که در آن همه چیز بجز مردانگی، یک نوع تفاوت و انحراف تلقی

 می شود، یک جور ‏دیگرگونه بودن. ‏

پس چه کار می توانیم بکنیم؟ ما نه فقط باید متون را "همسو"

 با قشر نخبه ای که آن متون را ‏درست کرده اند بخوانیم،

بلکه همچنین باید در جهت متضاد آن هم، متون خوانده شوند.

 مسئله بر ‏سر داشتن راهبردی است که بر طبق آن، متون را بر خلاف

 جهتی که تنظیم شده اند بخوانیم. به ‏این معنی که ببینیم متون دینی،

 چه چیزی را ناخواسته می گویند یا چه چیزی را می خواهند

 اصلا ‏نگویند. این یک راهبرد مطالعاتی انتقادی پست مدرن است

 که ما را به یک عنصر مهم در رشته ‏ی مدرن مطالعات دین

و مطالعات جنسیتی مدرن بطورکلی، نزدیک می کند.

 تفاوت میان مرد و ‏زن، موجب ایجاد تفاوت های اجتماعی

می شود و این، یک امر تصادفی نیست که ما چگونه این ‏کاتگوری ها

(مرد و زن) را درک می کنیم. بخاطر همین، مسئله ی جنسیت، مسئله ی

 روابط ‏قدرت هم هست. ‏
‏ ‏
‏*ژانت اسکای ‏Jeanette Sky‏ استاد مطالعات دین در دانشگاه تروندهایم،

 نروژ است.

 این مقاله ‏بخشی از مقدمه ی کتاب نویسنده با عنوان «جنسیت و دین»، اسلو-

انتشارات ‏Pax، ۲۰۰۷، است.‏

‏** ترجمه از

 ‏http://www.aviny.com/Quran/Farsi/chapters/QP004.aspx‏ ‏

برگرفته از سایت ایران امروز