شـعر وادبـیات /هـنری -اجتماعی - جستجوگر(f.sh)

شعر وادبیات از شاعران همراه با مطالب گوناگون

شـعر وادبـیات /هـنری -اجتماعی - جستجوگر(f.sh)

شعر وادبیات از شاعران همراه با مطالب گوناگون

stop اندوهی از روی متانت

کتابی  ارزنده از شاعر گرامی
 
 
آقای ایمان رضائی با نام:
 
 
 
    اخیرا چاپ ومنتشر گردیده است (ناشر:انتشارات)
 
 

ایران بمیرم بودنت را-سروده ای از:هدی به نژاد (شمیم)


 
ایران بمیرم بودنت را:
 
 
ایران، بمیرم بودنت را
 
 

اینگونه بی سامان چرائی؟
 

ایران تو خاک آسمانی
 

ایران تو اعجاز خدائی
 

ایران بمیرم بودنت را
 

فرزندتو در خون شکفته
 

کس با جهان هرگز عزیزم
 

از غربت بغض تو گفته؟
 

ایران، بمیرم بودنت را
 

ای سرزمین خوب خسته
 

مردت نشسته از تکاپو
 

زن حرمت خود را شکسته
 

ایران، بمیرم بودنت را
 

آغوش تو مهد غزل بود
 

خاک تو مهد آفرینش
 

در بستر رود ازل بود
 

ایران بمیرم بودنت را
 

این بی کسان با تو چه کردند
 

کاینگونه در خویشت شکستی
 

مردان تو هرگز نه مَردند
 

ایران، بمیرم بودنت را
 

حتی درفشت را شکستند
 

در پرچم شیر و نشانت
 

نامردمان بی جا نشستند
 

ایران بمیرم بودنت را
 

تو مرگ مارا زندگی کن
 

صدها ستاره هدیه بر تو
 

ایران من تابندگی کن

 
سروده ای از:هدی به نژاد (شمیم)
 
 
 
برگرفته از سایت شعر نو:
 
 
 
 

پشت پنجره تنهائى -فرزانه شیدا

موضوع:عاشقانه هاپشت پنجره تنهائى - فرزانه شیدا
 
 
 
پشت  پنجره تنهائی -فرزانه شیدا وقتى پشت پنجره تنهائى
 
 
میایستى
 
 
و غرق قطرات بارون که چشم
 
 
چترها رو خیس میکنه ،
 
 
 مجذوب خاطره هاى طپش میشی
 
 
 
 وراه رفته دیروز رو از لحظه طپیدن دل تا ایستادن
 
 
 
 پشت پنجره تنهائى بارون زده ...مرور مىکنى ...
 
 

مى بىنى که راه اونقدرها هم طولانى نبود از عشق
 
 
 
 تا رسیدن به دل شکستگی...
 
 
حتى بااینکه تقوىمهاى زندگی چیزى جز این رو میگن...!!!
 
 
اما خیلى سریع... خیلى تند... خیلى زود... دل میشکنه!!!
 
 
 
 اونهم وقتى که روزا وشباى زیادى رو پاش گذاشتی
 
 
 و خیال میکردى هیچوقت این نهایتى نداره ومعنى ابد براش
 
 
 
 شکلى حقیقى میگیره...نمیگم ناممکن ها وجود نداره ...آخ چرا...
 
 
خیلى وقتا اما همه اونچه روزى غیر ممکن بود عملى شد!!!
 
 
 اما عشق یه رمز مجهول توى وادى زندگیه ...
 
 
یه سوال مبهم بدون انتها...
 
 
 
.یه ...شاید بازى!!!با روح ودل واحساس یه عاشق...!!!
 
 
وقتى پشت پنجره تنهائى ایستادى و شمارش قطره هاى بارون
 
 
 از دستت در میره یه چیز رو فقط بخاطر بیار:
 
 
چقدر چقدر دوستش داشتم.همین!!!!
 
 
 
نوشته شده در جمعه 23 فروردین 1387 - 15:07:01 ارسال از فرزانه شیدا(ف.شیدا)

تغزلی آتشین -موضوع:عاشقانه ها -سایت شعر نو

تغزلی آتشینموضوع:عاشقانه ها
 
تغزلی آتشین سنگ نبشته ای است غریب و
 
گنگ در تقلای تغزلی آتشین

بر من می نوازد دستان گرمش
 
را بیهوده سرت کلاه می رود

 
اگر عشق را زمزمه نکرده باشی

زمین حیرت من و توست

به گاه یکی شدن

پیچک ها را ببین

به نام عشقه خوش خیالانه می بافند

درنگ خود را بر سر کوچه ی نارنجی از خرمالوها

من و تو یک لحظه درهم درگوشی خود را نجوا کرده ایم

یادت هست در من می تپیدی قلبت را

برو دوان دوان بچین آن میوه ی ممنوعه را

آویز بر حصار خانه ی همسایه به نشان محبت

نگار دلم آسان می خندیدی

و می بوییدی مرا

بی تو من گمراهم

دنیا را با تو آهسته دور می زنم

نهایت گودالی ژرف

و یک پرواز

این هم نقطه ی قوتی است بودن را

مرا بشنو و خودت را

اینجاییم در یک اتاق بزرگ گم می شویم

دستانمان بادام می چیند برای دیگری

و یک لبخند تراویده از کنج لبت شیرین

و من شرمسار از خواب با تو ایستادن

ژرف در نگاه هم و رویایی در هم

تنیده شاخ و برگ سپیدارها

بخوان مرا

که می خوانم تو را آهسته

و نازک می نوازم کرشمه ی عاشقانه را.
 
 
از : رضا آشفته
 
سایت شعر نو:http://shereno.com/index.php?op=artist
نوشته شده در سه شنبه 20 فروردین 1387 - 18:41:30 ارسال از رضا آشفته